سه شنبه 22 آذر 1390 (هفته 19)
سلام جوجه ی خوشملم.... 

خوبی مامانی...بابایی ام حالش خوبه...
بابایی ام هر روز پر تلاش تر از دیروز به دنبال بهترین اینده برای من و تو عزیزم..... 
بهت تبریک میگم مامانی...
...چون بهترین بابایی روی زمین نصیبت شده...

..بهترین بابایی که هیچ کجا نمیتونی لنگشو پیدا کنی.
..البته بابایی ام داره بهترین پسر دنیا نصیبش میشه....
به قول بابایی عصای پدر میشی دیگه جوجه ی من ......

امروز در کمال ناباوری و تعجب من از بیمارستان میلاد تماس گرفتن و گفتن که من اسمم توی کلاس های ریلکسیشن در امده...باورم نمیشد عزیزم...
از شانس خوب تو عزیزم..
.اخه از بین بینهایت ادم فقط 10 نفرو میگیرن که اسم منم در امده بودو من از این بابت خیلی خوشحال بودم...قرار شد پنج شنبه با بابایی بریم اخه تو جلسه اول باید باباها هم شرکت کنن....
خدارو شکر که یه نینی خوشمل و خوشانسی مثل تو دارم عسلم.....



سه شنبه 22 آذر 1390 (هفته 19)
